طراحی سایت
تاريخ انتشار: 30 ارديبهشت 1399 - 15:34

ببین چگونه کوچه‌پس کوچه‌های دیارت، به ماتمت نشسته! پرچمها را بر دوش خیابان‌ها کشیده! خاک‌ها را عطرِ باران مهربانی پاشیده و با شکوفه‌های عشق مقدمت را گلباران کرده.

نظرآقا _ اعظم دریسی:

 

ای نخل سرفراز که در دامن مهربانی‌ام قد کشیدی! ای پروانه‌ای که از پیله‌ی تار و پودِ مادرانه‌ام بال پرواز گشودی!

ای برگِ جدا مانده از دفتر نوشته‌هایم!

اکنون که می‌آیی از همیشه مشتاق‌ترم به دیدنت! مشتاق‌ترم برای به آغوش کشیدنت!

حال که می‌آیی و چه با شکوه می‌آیی!

جسمِ پاکت چون لاله‌ای در میانِ جانِ پرچمِ مقدس وطن به سویمان می‌آید.

 

ببین چگونه قابِ تصویرت در آغوش پارچه‌های سیاه و ماتم زده از فراز خیابان‌ها و کوچه‌ها، به انتظار لحظه‌ی بازگشتت مانده!

ببین چگونه کوچه‌پس کوچه‌های دیارت، به ماتمت نشسته! پرچمها را بر دوش خیابان‌ها کشیده! خاک‌ها را عطرِ باران مهربانی پاشیده و با شکوفه‌های عشق مقدمت را گلباران کرده.

ببین چگونه شانه‌های مادران و پدران و جوانان دیارت از داغ تو لرزان است!

ببین چگونه قلبهایشان را به قلب عزیزانت پیوند زده‌اند و همراهشان اشک میریزند!

فرزندم! به دامان پرمهر دیارت خوش آمدی! امشب تو را به آغوش می‌کشم!

امانت‌دار جسم مهربانت می‌شوم!

خاکِ من، مهربان‌تر از همیشه برایت لالایی مادرانه می‌خواند و تا همیشه صدای قدمهایت را به خاطر می‌سپارد!

شهادتت مبارک! خوش آمدی!




عکس: علی رزمجو

***


نظرات کاربران
ارسال نظر

نام:

ايميل:

وب سايت:

نظر شما:

کد امنيتي: [تغيير کد]

تازه ترین اخبار

پربیننده ترین